شاید تا حالا خیلی سعی کردم خودمو بشناسم ولی راه خوب و مناسبی رو سراغ نداشتم،الانم ندارم.اما میفهمم
و تشخیص میدم بعضی جاها واقعا "این" "من"نیستم!
یک درصدم به خاطر دوباره نرسیدنم به رشته و دانشگاهی که میخاستم ناراحت نشدم.ناراحت شدم چون ..
خودمو گول میزدم،دنبال خودم نبودم،به فکر خودم نبودم.شاید بدترین بدی ها رو توی دنیا خودم به خودم کردم.
مث اینکه خودت خودتو بزنی،شایدم وحشیانه تر.چرا اینقد با خودم خشن بودم؟؟
قطعا آدم مهربونی نیستم.همه آدمایی که بهم میگن مهربون دروغگو هستن.میدونی چرا؟؟چون مهربونی صرفا
توی رفتارت با بقیه خلاصه نمیشه،الان فک میکنم اگه اول با خودت مهربون بودی با بقیه هم مهربونی..
نه فقط مهربونی هر خصلتی!
بس نبود اون همه نیش و کنایه ؟؟وقتی از پرده دار حرف زدن متنفرم بودم که همیشه با خودم تو لفافه حرف
میزدم.الان که بهش فکر میکنم به نظرم چندش آور ترین کار و با خودم کردم.
واقعا به چه قیمتی خودمو کنار گذاشتم؟اخه حیفت نیومد دیوونه؟
همه چیز وشبیه خودت کن.
برچسب:
نویسنده: حمید پارسامنش