67.
-
تاریخ: 1396/9/5 ساعت: 2:44
هرروز میخام ساعت 6بیدارشم اما همه اش 7 بیدار میشم.پتو بالشم و پایین ول میکنم.میگردم دنبال گوشی و هندزفریم میام بالا.در و قفل نمیکنم میرم زیر پتو دوباره گوشی و روشن میکنم ببینم چه خبرهو خاله مث همیشه پیام داده و صبح بخیر و کلی دعا و ورد فرستاده واس زیاد شدن روزی و ... نخونده حذف میکنم یا نهایتا یه اس...
64.
-
تاریخ: 1396/9/3 ساعت: 18:51
تموم میشه سردرگمیام،دیگه این حالتای پردرد و عصبی سراغم نمیان. دلم میخاد بیشتر بنویسم ولی نمیشه
65.
-
تاریخ: 1396/9/3 ساعت: 18:51
اول صبح بلند شدم اومدم اینجا -_- نمیدونم دنبال چی ولی رگ نوشتنم بلند شده.زمان داره میگذره.(بغض نکن خره بنویس!)زمان میگذره و شاید بتونم بگم با همون سرعت آدما هم میگذرن،واس من سرعتش زیاده چون چشمم هنوز پی موندنشونه.. چون شلوغه پلوغه ذهنم،دست خودمم هست
66.
-
تاریخ: 1396/9/3 ساعت: 18:51
وقتی میگم اینستا ندارم،حس میکنم طرف مقابل منو یه آدم غار نشین تنها میبینه :| پ.ن:نه بع خاطر کنکوره نه نت نداشتن نه بلد نبودن نه مراقبت پدر و مادر-_- خودم خواستم و انتخاب کردم پس اینجوری نگا نکن بشر! نوشته شده توسط فلفل | لینک ثابت |
61.
-
تاریخ: 1396/9/2 ساعت: 7:16
حالم خوبع؟ یعععس -_-
62.
-
تاریخ: 1396/9/2 ساعت: 7:16
میخام منفی بنویسم.پس کسی نخونه. همه چی بد بوده که من الان اینجام سومین باره اینجام!و باید به کنکور فک کنم. سومین باره به شهاب لعنتی فکر کردم الکی و خواستم برگرده و سومین باره مطمیم و یقین دارم که حتی ازش متنفر هم نیستم. حالم به هم میخوره از برنامه ری
63.
-
تاریخ: 1396/9/2 ساعت: 7:16
با تو بهشتی شدنم در خطر افتاد !
60.
-
تاریخ: 1396/8/29 ساعت: 7:55
تغییر جدیدی ندارم :/
58.
-
تاریخ: 1396/8/22 ساعت: 6:28
هیچوقت دوستای زیادی نداشتم چه واقع
59.
-
تاریخ: 1396/8/22 ساعت: 6:28
الان همه وبلاگای به روز شده مال مدرسه ها و کتابخونه هاس :/ منم میرم قاطی اونا :/ و کسی نخواهد خواند:/ و به درک ^^
56.
-
تاریخ: 1396/8/9 ساعت: 0:58
دردم نهفته،به ز طبیبان مدعی .. :) +به وقتش منفجر هم میشم.
57.
-
تاریخ: 1396/8/9 ساعت: 0:58
سندروم قبل از عادت بود یا واقعا یه چیزی تو وجودم فرو ریخت؟
54.
-
تاریخ: 1396/7/29 ساعت: 22:06
صبح با بوی خنکی تخمه های آفتابگردون بیدار بشی..
55.
-
تاریخ: 1396/7/29 ساعت: 22:06
دلم میخاد پیش یه آدم قابل اعتماد گریه کنم و گریه کنم و گریه کنم ...
49.
-
تاریخ: 1396/7/21 ساعت: 22:43
میدونی سختی چیه؟ یه روز بفهمی "تو"هنوزم که هنوزه داری به دوسال پیش فک میکنی. یه جا تو یکی از دم و بازدم ها،خودشو ازت گرفته.به سنگینی همون دم و سخت ترین بازدمت هنووزم داری خودتو له میکنی. درد اونجاس که اینارو به خودت نگفتی. یه شاد بیخیال ساختی از خودت.دختر اگه اون مهم نبود اگه مجازی ارزش نداشت برات ا...
50.
-
تاریخ: 1396/7/21 ساعت: 22:43
بزار بهت نزدیک بشم خواهش میکنم.
51.
-
تاریخ: 1396/7/21 ساعت: 22:43
تصمیم گرفتم. بعد از مدت ها برای خودم.برای اینکه یقه خودمو بگیرم. هر هفته یک عادت بدم و حذف میکنم و یک عادت خوب رو شروع میکنم. فردا 14تا 21مهر : ) پ.نوشت:میگن برای ترک یه عادت ،عادت شدن یک کار 21یک روز اونو تمرین کنید. خب منم هفت روز در نظر میگیرم واس شروع و روز عادت شدنه رو میزارم 21روز بعدش،یه کم پ...
52.
-
تاریخ: 1396/7/21 ساعت: 22:43
اونایی که میگن هر کی شب دیر تر بخوابه چیزای بیشتری از دنیا میخاد بعد یه مدت حتما باید فهمیده باشن اگه شب ساعت دو هم خوابیدی،بازم صبحت رو زود شروع کنی،میتونی به اون خواستنی ها برسی.البته این تجربه منه :) میخام شب هر چه قدرم دیر خوابیدم صبح زود بیدار بشم. حس خوبی بود به امتحانش میارزه :) نوشته شده توس...
48.
-
تاریخ: 1396/7/9 ساعت: 15:05
اینکه راه درست رو تشخیص بدی تا بخوای انجامش بدی،خودش یه عمره. من الان توی اون یه عمرم که نمیدونم قراره به جایی برسه یا نه ..
47.
-
تاریخ: 1396/7/4 ساعت: 2:32
گاهی اوقات نوشته های قبلی رو میخونم،فک میکنم چه چیزایی تو سرم بوده و چه تصورایی در مورد خودم داشتم. شاید تا حالا خیلی سعی کردم خودمو بشناسم ولی راه خوب و مناسبی رو سراغ نداشتم،الانم ندارم.اما میفهمم و تشخیص میدم بعضی جاها واقعا "این" "من"نیستم! یک درصدم به خاطر دوباره نرسیدنم به رشته و دانشگاهی که م...